با وجود تلاشها برای کتمان و یا نادیده انگاشتن حقایق، از آنجا که خداوند متعال اراده کرده است که حدیث مظلومیت پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله عالم‌گیر شود، صفحات تاریخ و حدیث فریقین نشانه‌های عیانی از علّت و چگونگی شهادت دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را در خود جای داده است.

حضرت فاطمه علیها السلام که پس از پدرش، همسرش علی علیه السلام را یگانه تکیه‌گاه خود، در فراز و نشیب ایام می‌دید، امید داشت که به واسطة رعایت حقی که خداوند در غدیر [و قبل از آن] بر امت رسول خاتم صلی الله علیه و آله واجب کرده بود، مصیبت فراق پدر را مرهم نهد؛ امّا هنوز ساعتی از فوت پیامبر صلی الله علیه و آله نگذشته بود که خبر پایمال شدن حق ولایت شوهرش، علی علیه السلام را شنید و پس از آن مشاهده کرد که امت، نه تنها خواستة خداوند و رسول صلی الله علیه و آله در اطاعت از «ولی الله» را مراعات نکردند؛ بلکه اقلِّ حقوق خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را نیز پایبند نبودند، سفارشهای مکرّر حضرت صلی الله علیه و آله از طرف پروردگار دربارة وجوب مودّت اهل بیت علیهم السلام را زمین گذاشتند و برای رسیدن به اهداف خود [‌ که همانا بیعت‌گیری اجباری و حکومت بر مسلمین بود] از هیچ کاری فرو گذار نکردند.

چند روزی از بیعت با خلیفة انتصابی توسط شورای سقیفه گذشت و هنوز خلیفة واقعی و یاران اندکش در صف بیعت کنندگان حاضر نشده بودند، گرچه مدعیان خلافت رسول الله صلی الله علیه و آله با ایجاد فضای رُعب و وحشت توانسته بودند حکومت خود را تثبیت کنند، ولی سرپیچی تعدادی از مهاجرین و انصار به رهبری امام علی علیه السلام آسودگی خیال ایشان را بر هم می‌زد، بنابراین لازم بود تا برای پایان دادن به وضع موجود چاره‌ای بیاندیشند. امام علی علیه السلام پس از مشاهدة غصب خلافت، آنچه مقتضی احیای حق از طریق مسالمت آمیز بود به کار گرفت، تا آنجا که «ابن ابی الحدید» معتزلی و دیگران می‌آورند:
«[علی علیه السلام ] به همراه فاطمه علیها السلام حسنینعلیهما السلام را برداشت و به در خانه‌های اهل بدر از انصار و مهاجر آمد تا حجّت را بر ایشان تمام کند؛ امّا جز چهار یا پنج نفر [سلمان، مقداد، ابوذر و زبیر] کسی از برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله حمایت نکرد.»1
بعدها معاویه همین قضیة عدم حمایت از حضرت امیر علیه السلام را شاهدی علیه ایشان قرار می‌داد که او حقّی برای خلافت نداشته است.2 بدین ترتیب و با عدم پشتیبانی امّت از وصی رسول الله صلی الله علیه و آله ، امیر المؤمنین علیه السلام تصمیم گرفت که خانه ‌نشین شود و به جمع‌آوری قرآن و تربیت افراد خاص بپردازد. این مسأله حربه‌ای برای رهایی از بیعت اجباری بود، چنان‌که «بلاذری» و دیگر مورّخین گزارش می‌دهند3 :
«چون پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت، علی علیه السلام سوگند خورد که عبا بر دوش نگیرد تا قرآن را میان دو لوح جمع‌آوری کند، پس عبا بر دوش نگرفت تا قرآن را جمع‌آوری کرد.»
امام علی علیه السلام با هدف حفظ مصالح اولیة اسلام و عدم تفرقه بین مسلمین، صبر پیشه کرد.4 امّا جبهة نفاق مصمّم شد که از آن حضرت نیز بیعت بگیرد تا به گمان خود مشروعیّت خلافت‌شان خدشه‌دار نشود، از این رو دستور هجوم به خانة امیر المؤمنین علیه السلام و اخذ اجباری بیعت صادر شد. در این زمان بود که حضرت فاطمه علیها السلام به دفاع از ولیّ زمانه پرداخت و فداکارانه روح و جانش را در راه حمایت از ولایت بذل کرد.
این مقاله در مقام بازگویی جریان کامل این واقعة تلخ تاریخ نیست، از این رو تنها به ذکر تعدادی از اسناد مربوط به روز هجوم و دفاع حضرت زهرا علیها السلام از امیر المؤمنین علیه السلام اکتفا می‌کنیم.

پی نوشت:
1) کتاب سلیم بن قیس، سلیم بن قیس، ص 765؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 11، ص 14؛ الاحتجاج علی اهل اللجاج، طبرسی، ج 1، ص 82.
2) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 47.
3) انساب الاشراف، بلاذری، ج 1، ص 587؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 2، ص 258.
4) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص 308.

سید محمد موسوس نیا

منبع: mahdimouood.ir - mouood.org