بعد از اینکه حضرت محمد(ص) میوه‎های بهشتی را در شب معراج تناول کردند، نور حضرت زهرا (س) در حضرت خدیجه منعقد شد. یکی از جهات نوری بودن حضرت زهرا(س) را همین مبدأ تکون مادیشان از عالم بهشت می‌دانند.


هم بوی بهار نوروز و هم بوی خزان فاطمی استشمام می‎شود. خوب که توجه می‎کنی، بوی حزن خزان، دل و دماغ فرح بهار را گرفته است. اصلاً حس عجیبی است. بگذارید توصیفش نکنیم.

امسال سال دومی است که دخت رسول الله(صلی الله عیله وآله) میهمان سفره های هفت سین ما ایرانیان است. اما چه میهمانی تلخی...! مادری که به ستون بستر تکیه زده و به جای خویش، برای عافیت همسایگانش دعا می‎کند.

امسال از پارسال گوشه‎گیر تر شده‎ایم. مادر هجده ساله‎مان لااقل سال گذشته هنگام ذکر "حوّل حالنا"ی تحویل سال با ما بود ولی امسال... .

اصلاً امسال به جای سفره هفت "سین" در اتاق پذیرایی‎، سفره‏ای هفت "میم" در سرسرای قلب می‎گسترانیم. آری سنبلی از "مادر، مدینه، میخ، محسن، ماتم، معجر، مشکی" را می‎چینیم.

قدیمی‎ها چه خوش می‎گفتند: "مادر مرده، عید چه می‎فهمد؟!". بیخود نیست که عید هم حال و حوصله عید بودن را ندارد.

عزای درونمان بهانه‎ای شد تا در آستانه شهادت بهانه خلقت، مادر ابدیت، صدیقه کبری، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مروری بر زیارتنامه حضرتش بیندازیم تا علاوه بر شور فاطمی، شعور فاطمی خویش را تقویت سازیم.

در همین راستا به سراغ «حجت الاسلام والمسلمین استاد محمدباقر تحریری» استاد سطح عالی حوزه علمیه، رفتیم تا گفتگویی هرچند کوتاه اما صمیمانه‎ای انجام دهیم.

آنچه در پی می‎آید، ماحصل گفتگوی خبرنگار حوزه با حجت الاسلام والمسلمین استاد محمدباقر تحریری می‎باشد:

٭ قبل از ورود به تفسیر زیارتنامه حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها)، فضایل این بزرگ بانوی عالم بشریت را به صورت اجمالی بیان بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. زهرای مرضیه(سلام الله علیها) فضایل بیشماری دارند. برای فضایل ایشان همین بس که اولاً "سوره کوثر در شأن و منزلت ایشان بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نازل شده" و ثانیاً "در فضایلی، با پدر بزرگوار، همسر و فرزندانشان مشترک هستند".

آیاتی از قرآن کریم در بیان فضایل این بانوی مکرمه آمده که در آن فضایل، اشتراک حضرت زهرا(سلام الله علیها) را با این بزرگواران بیان می‌کند.

٭ نمونه ای از این آیات را اشاره می‎کنید؟

بله، حتما. از جمله آنها می‎توان به آیات مباهله، تطهیر، ذوی القربی و اغلب آیات سوره مبارکه انسان اشاره کرد که قطعاً شامل حال حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌شود و در ذیل این آیات، روایات متعددی از اهل سنت و شیعه در شان آن حضرت وارد شده است.

٭ همانطور که مستحضر هستید، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دارای اسامی بسیار هستند. دلیل این تعدد نام چیست؟

از زبان نبی اکرم(صلی الله علیه وآله)، امیرالمؤمنین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) روایات متعددی درباره فضایل حضرت صدیقه طاهره(س) وارد شده است.

یکی از فضایل آن حضرت، دارا بودن اسامی متعدد است که هر یک از این اسامی دلالت بر فضیلت و کمال خاص ایشان می‌کند.

٭ آیا می‎توان صدیقه کبری را مظهر صفات خداوند باری تعالی معرفی کرد؟

دقیقا همینطور است. سوال بسیار مهمی مطرح کردید. اصلاً علامه مجلسی در بحار الانوار به نقل از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) آورده است که «إِنَّ اللّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ، وَ یَرْضى‏ لِرِضاها ؛ خداوند متعال با غضب فاطمه غضب می‌کند و با خشنودی او خشنود می‌شود»[1].

این حدیث که در کتب اهل سنت نیز آمده، بر مظهر اوصاف جمال و جلال الهی بودن این وجود شریف دلالت دارد. این بدین معناست که رضایت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نمودار اوصاف جمال و غضب وی، نمودار اوصاف جلال الهی است.

در روایت دیگری در ذیل آیه «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعین» [2] از معصوم(علیه السلام) پرسیدند که خداوند می‎فرماید «وقتی فرعونیان ما (خداوند) را ناراحت کردند، ما از ایشان انتقام گرفتیم»؛ آیا خداوند ناراحت و غضبناک می‌شود تا انتقام بگیرد؟ حضرت فرمودند: "إن الله عزوجل لا یأسف کأسفنا، و لکنه خلق أولیاء لنفسه، یأسفون و یرضون، و هم مخلوقون مربوبون، فجعل رضاهم رضا نفسه، و سخطهم سخط نفسه، لأنه جعلهم الدعاة إلیه، و الأدلاء علیه، فلذلک صاروا کذلک‏ ؛ خداوند مانند ما ناراحت نمی شود لکن بندگان خاصی را آفریده است که ایشان بطور کامل تحت تربیت خداوند قرار گرفته اند و اینها به گونه ای شده اند که خداوند متعال رضایت ایشان را رضایت خودش و ناراحتی ایشان را ناراحتی خود در بین انسانها معرفی کرده است"[3].

حضرت زهرا(سلام الله علیها) یکی از این افراد هستند که تحت تربیت خاص خداوند متعال قرار گرفته است و اوصافش مظهر اوصاف الهی است. صراحتاً می‎توان گفت که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از هر جهت الگو هستند.

٭ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فقط یک زیارتنامه دارند؟

خیر، برای ایشان چند زیارت نقل شده است. مرحوم شیخ عباس قمی(ره) این زیارت مفصل را در مفاتیح الجنان، بعد از کیفیت زیارت نبی اکرم(ص) آورده و دو زیارت کوتاه تر را نیز در اعمال زیارات ائمه(ع) در ایام هفته ـ که روز یکشنبه بعد از زیارت امیر المؤمنین خوانده می‌شود ـ نقل کرده است.

این دو زیارت با سلام بر حضرت زهرا(س) شروع می‌شود و مضمون اول این زیارات شبیه به هم است که می‌گوییم: «یا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللّهُ الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، فَوَجَدَکِ‏ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَةً»[4].

تا آنجایی که بنده ادعیه را بررسی کرده‎ام، چنین تعبیری در زیارات سایر ائمه(علیهم السلام) وجود ندارد.

٭ علما تفاسیر مختلفی برای "یا مُمْتَحَنَةُ..." دارند. این بند از زیارت از نگاه شما دارای چند برداشت است؟

این عبارت را به دو صورت می‌توان خواند:

نخست؛ قرائت سطحی است که ما در متن زیارت دقت نکنیم و به این صورت بخوانیم: "ای بانویی که خداوند قبل از اینکه شما را بیافریند امتحان‎تان کرد".

اگر ما این برداشت ابتدایی را داشته باشیم و بگوییم "خداوند متعال حضرت زهرا(سلام الله علیها) را قبل از اینکه خلق نماید امتحان کرده است"، این امتحان را باید توجیه کنیم و مراد از این خلقت را باید قبل از خلقت مادی آن حضرت بدانیم. در این نوع از برداشت باید بگوییم "حضرت زهرا قبل از خلقت مادی خلقت دیگری نیز داشته اند".

روایات زیادی در این زمینه داریم که با تعبیرات مختلف بیانگر این است که نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) به ویژه حضرت زهرا(سلام الله علیها)، قبل از خلقت مادی، خلقت نوری داشته اند. این روایات بیانگر این مطلب است که خلقت خداوند متعال محدود به عالم ماده و جسمانی نیست.

٭ از این برداشت اول،  توضیح جامع‎تری می‎فرمایید؟

ببینید، خداوند متعال عوالم متعددی دارد که آن عوالم قبل از عالم ماده بوده و بسیار وسیعتر و والاتر است. جنبه تجردی دارد و بر عالم ماده محیط است، یعنی احکام عالم ماده را دارا نیست.

گاهی در روایات تعبیر به خلقت روح شده که روح ما قبل از این عالم وجود داشته گاهی تعبیر به نور شده و گاهی تعبیر به اشباح نور شده است.

این تعبیرات مختلف بیانگر خلقت عالی قبل از خلقت مادی این بزرگواران است که این «قبلیت» هم قبلیت رتبی است؛ چراکه در عوالم قبل از عالم ماده، زمان «نیست» می‌شود و قبلیت رتبی، شرافت عالم دیگر را نسبت به این عالم و تقدم وجودی آن عالم نسبت به این عالم را بیان می‌کند. البته احکام دیگری نیز دارد که اینجا در مقام بیان آن نیستیم.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز چنین خلقتی دارند و به طور خاص برای خلقت نوری ایشان در روایات مطالبی مختلفی بیان شده است[5].

خداوند در شب معراج نبی مکرم(صلی الله علیه وآله) را وارد بهشت کردند و ایشان از میوه‎های بهشتی تناول کردند «لَمّا عُرِجَ بی إِلَى السَّماءِ، أَخَذَ بِیَدی جَبْرَئیلُ علیه السلام فَأَدْخَلَنِی الْجَنَّةَ، فَناوَلَنی مِنْ رُطَبِها، فَأَکَلْتُهُ، فَتَحَوَّلَ ذلِکَ نُطْفَةً فی صُلْبی فَلَمّا هَبَطْتُ إِلَى الْأَرْضِ، واقَعْتُ خَدیجَةَ، فَحَمَلَتْ بِفاطِمَةَ علیها السلام؛ فَفاطِمَةُ حَوْرآءُ إِنْسِیَّةٌ»[6].

بعد از اینکه حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) میوه‎های بهشتی را در شب معراج تناول کردند، نور حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حضرت خدیجه منعقد شد. یکی از جهات نوری بودن حضرت زهرا(سلام الله علیها) را همین مبدأ تکون مادیشان از عالم بهشت می‌دانند.

البته ما این مطلب را درک نمی کنیم که این بهشت چگونه بهشتی است و میوه بهشتی که در شب معراج خورده شده چگونه میوه ای بوده است.

قابل درک نیست که چگونه تبدیل به نطفه شد و جنبه جسمانیت مطهر حضرت زهرا(سلام الله علیها) شکل گرفت. به نوعی یک تصرف غیبی خاص برای انعقاد نطفه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) و شکل گرفتن وجود مادی ایشان مطرح است.

این مطلب نیز یک نوع قبلیت منشأ خلقت حضرت زهرا(سلام الله علیها) را نشان می‌دهد. البته در تکون جنبه مادی ائمه هم روایاتی هست که حقیقت آن روایات را ما درک نمی کنیم اما نسبت به حضرت زهرا(سلام الله علیها) روایات مفصل‎تری بیان شده که این مسأله روایت نوری حضرت زهرا است.

٭ مراد از امتحان چیست؟

سوال بجایی بود. در اینجا پرسش‎هایی مطرح مى‏شود که امتحان الهى در عوالم نورى و تمثّلى و یا برزخى چگونه بوده است؟ مراد از آن چیست؟ آیا امتحان جز با دار تکلیف و عالم مادّه سازگار است؟

در جواب باید گفت، اینکه نحوه امتحان چگونه بوده براى ما معلوم نیست لکن مسلّماً متناسب با عالم مدنظر بوده است. دار تکلیف و عالم مادّى به تناسب خود؛ و در عوالم نورى و یا برزخى به تناسب خود.

براى مخلصین (به فتح لام) به طریقى؛ و براى غیر مخلَصین به طریق دیگر. امّا شاید بتوان گفت: امتحان الهى در خلقت نورى همان پیمان و «عهد عبودیّتى» باشد که خداوند از فرزندان آدم(علیه السلام) گرفت، چنانکه مى‏فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ، أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِی، هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ ؛ اى فرزندان آدم، آیا از شما عهد و پیمان نگرفتم که شیطان را بندگى نکنید، که وى دشمن آشکار شماست. و مرا بندگى کنید که این صراط مستقیم و راه راست است»[7].

ممکن است مراد، امتحان الهى باشد که به صورت "اخذ میثاق" از فرزندان آدم(علیه السلام) بوده است. چنانکه مى‏فرماید «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ، وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ: أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟ قالُوا: بَلى‏ ؛ و هنگامى که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذرّیّه و نسل آنها را برگرفت و آنها را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله»[8].

و نیز ممکن است مراد از امتحان الهى، همان "میثاق غلیظ" و پیمان محکمى باشد که از عدّه‏اى از انبیاى برجسته و یا از همه انبیا گرفته شده، پس از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیز به لحاظ قرین بودن با انبیاى برجسته، اخذ شده باشد. چنانکه مى‏فرماید «وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‏ وَ عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ، وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً، لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَنْ صِدْقِهِمْ، وَ أَعَدَّ لِلْکافِرِینَ عَذاباً أَلِیماً ؛ و هنگامى که از پیامبران عهد و میثاق گرفتیم و هم از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم، از همه پیمان محکم گرفتیم، تا خداوند از راستگویان در مورد گفتار صدقشان باز پرسد، و براى کافران عذاب دردناک آماده کند»[9].

در نهایت، شاید بتوان گفت موضوع عهد عبودیّت أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ ...، گرفتن میثاق مطلق (از تمامى فرزندان آدم(علیه السلام))؛ و اخذ میثاق از انبیا، یک پیمان نیست بلکه سه پیمان جداگانه است. گویا هر کدام از آنها در عالم و خلقتى از مراحل خلقت نورى بوده است، واللّه أعلم.

به هر حال، بیانات فوق به یک سوى امتحان اشاره دارد و سوى دیگر که جلوه خارجى امتحان است در عالم مادّه واقع مى‏شود. در قیامت نیز از نتیجه آزمایش سؤال مى‏گردد.

٭ برداشت دوم از "یا مُمْتَحَنَةُ..." در زیارتنامه حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) چیست؟


و اما برداشت دوم که به نظر من دقیق تر است، چنین می‎باشد که در این فراز از زیارت‎نامه، مسأله امتحان آن حضرت در آن عالم بیان نمی‎شود زیرا عبارت به اینگونه است که "امتحنک الله" یعنی خدا شما را امتحان کرد. کدام خدا؟ عبارات بعدی صفت خداست نه صفت امتحان: «الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ ؛ خدایی که شما را خلق کرد قبل از اینکه شما را خلق کرده باشد». صفت خداست که آن خلقت نوری را هم بیان می‌کند.

اما بحث امتحان در آن عالم را بیان نمی‎کند و در ادامه می گوییم «فَوَجَدَکِ‏ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَةً؛ خدا شما را نسبت به آن امتحان، صابر یافت» و خدا مقام صبر و ممتحن بودن ایشان که مقامات بالایی است را بیان می کند.

٭ منظور از امتحان در برداشت دوم چه می‎باشد؟

می‌خواهیم وصف یادشده از حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در زندگی خود الگو قرار دهیم. بالاترین امتحان ایشان پذیرش ولایت مولانا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و امامت آن حضرت بعد از نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) است. ایشان مأمور بودند که با تمام وجود از این مقام حمایت کنند و خلافت بلافصل حقانیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را با مبارزات قولی و عملی خویش تثبیت کنند.

این امتحان، اتمام حجتی بر امت اسلامی ـ چه در آن زمان و چه در زمانهای بعد ـ بود که البته حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) با تمام وجود مشکلاتی که در این مسیر برای ایشان به‎وجود آمد را تحمل کردند.

در روایات شیعه و سنی این معنا نقل شده است که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة ؛ کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد گویا در زمان جاهلیت مرده است»[10]. با توجه به حدیث مذکور، این سؤال مطرح می‌شود که امامِ حضرت زهرا(سلام الله علیها) ـ که شهیده از دنیا رفتند ـ چه کسی بوده است؟!

با توجه به آیه تطهیر قطعاً ایمان ایشان در رأس ایمان همه اصحاب بوده است. پس در این مسأله شکی نیست. بنابراین امام ایشان کسی جز امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نبوده و  این معنا نیز دلیلی بر اثبات امامت علی بن ابی طالب(علیه السلام) بعد از نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) است.

در نهایت، به دلیل اینکه زهرای مرضیه(سلام الله علیها) بعد از نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) جایگاه خاصی در بین امت اسلامی داشتند، این جایگاه در زیارت ایشان آمده است. درحالی که در زیارات سایر ائمه(علیهم السلام) این خصوصیت نیامده و شاید علت اصلی آن این نکته باشد که می‌خواهند جایگاه حمایت حضرت زهرا(س) از امام زمانش را بیان کنند تا این جایگاه به تمام معنا حفظ شود و ظهور پیدا کند.

دیگران هم اگر بخواهند مسیر صحیح نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) را ادامه بدهند، باید با امام زمانشان پیش بروند که این مسیر صحیح بعد از آن حضرت، جز امیرالمؤمنین(علیهم السلام) نبوده است و باید به این مسأله معتقد بشویم.

٭ در فرازهای بعدی زیارتنامه، بحث پذیرش ولایت و تطهیر در پرتو ولایت مطرح شده است. این تطهیر ولایت به چه معناست؟

«وَ زَعَمْنا أَنّا لَکِ أَوْلِیاءُ وَ مُصَدِّقُونَ، وَ صابِروُنَ لِکُلِّ ما أَتانا بِهِ أَبُوکِ، وَأَتانا بِهِ وَصِیُّهُ، فَإِنّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنّا صَدَّقْناکِ إِلّا أَلْحَقْتِنا بِتَصْدیقِنا لَهُما، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنا بِأَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلایَتِکِ ؛ ما گمان مى‏کنیم که دوستداران توایم و [مقام و عظمت تو در نزد خدا را] باور داریم، و بر تمام آنچه پدر بزرگوارت و وصىّ و جانشین او آورده استقامت مى‏ورزیم، لذا از تو درخواست مى‏کنیم که اگر ما واقعاً تو را تصدیق نموده‏ایم، ما را به خاطر این تصدیق به پدر بزرگوارت و جانشینش ملحق نمایى، تا ما به خود مژده دهیم که حقیقتاً به ولایت تو پاکیزه گشتیم».

انسان در این عالم یا باید خودش را تحت ولایت خدا قرار دهد و یا شیطان. قرآن کریم نیز این دو ولایت ـ اولیاء الشیطان و اولیاء الله ـ را بیان می‌کند. تحت ولایت خداوند رفتن به این معناست که برای خدا؛ خالقیت، ربوبیت و معبودیت مطلق قائل شویم. ربوبیت و معبودیت مطلق به این معناست که لحظه به لحظه نظام خلقت را در همه شئون، تحت خلقت و تدبیر خداوند بدانیم.

خداوند متعال برای انسان تدبیر خاصی قرار داده پس تنها خداوند است که حق قانونگذاری دارد و این قانونگذاری برای رسیدن به هدف مطلوبی می‎باشد که او برای ما قرار داده است. این قانون گذاری و سرپرستی انسان از طریق وسایلی صورت می گیرد.

ولایت الهی در تکوین و تشریع، جاری و ساری است. خداوند کارهایش را در عالم تشریع به واسطه انبیا(صلی الله علیه وآله) بیان می‌کند که اگر کسی ولایت خداوند متعال را بطور مطلق قبول کند باید ولایت اولیاءش را هم به طور مطلق قبول کند. لازمه این ولایت، اطاعت و لازمه طاعت از رسولش چنین بُوَد که هر چه فرمود از آن تبعیت کنیم.

ولایت در تشریع و اطاعت، از  اقسام ولایت خداوند متعال است که برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نیز این ولایت را قرار داده است و پیامبر(صلی الله علیه وآله) طبق بیانات مختلف ائمه(علیهم السلام)، اهل‏بیت(علیهم السلام) را در همه شئون؛ مرجع دینی، سیاسی و قضایی ما قرار داده اند. یعنی  اگر ما بخواهیم ولایت نبی مکرم اسلام(ص) که ولایت خداوند است را بپذیریم، باید تحت ولایت ائمه معصومین(علیهم السلام) باشیم و در این صورت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) با اینکه به حسب ظاهر مقام امامت را ندارند اما مقام ولایت را دارند.

این بدین معناست که باید متقاعد شویم حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) از مطهرین هستند و فرمایش ایشان مطابق فرمایش پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. کسی که ولایت الهی را با این خصوصیات بپذیرد، طهارت روح و جسم پیدا می‌کند.

بنابراین وقتی ولایت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در طول ولایت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) شد و ما ولایت آن حضرت را با این خصوصیات پذیرفتیم، پاک و طاهر می‎شویم. پذیرش این ولایت و طهارت اولیه مترتب بر این ولایت، زمینه ای است که انسان به مراتب طهارت و ولایت بالاتر از مرتبه اولیه برسد. البته این مقوله، بحث های خاصی دارد و سیر کمالی انسان را بیان می‌کند.

به طور خلاصه، سیر کمالی انسان اینگونه است که با پذیرش "ولایت الهی و اولیائش" شروع می‎شود و با رسیدن به "ولایت خدا و اولیائش" و "کشف ولایت الهی و اولیائش" خاتمه می‎یابد.

٭ سخن آخر؟

این مطلب خلاصه مضمون زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است که بحث مفصلی دارد و از محضر صدیقه طاهره(سلام الله علیها) خاضعانه می‌خواهیم که با عنایاتشان از ما دستگیری کنند و ما را تحت ولایت خودشان قرار بدهند.

امید داریم، آن ولایتشان را هم در این عالم و هم در عالم دیگر برای ما اعمال کنند ـ که ولایتشان در عالم دیگر به واسطه شفاعت، ظهور پیدا می‌کند ـ و لذا یکی از خصوصیات آن حضرت شفیعه بودن ایشان است که همه قبول دارند.

ایشان شفیعه روز جزا هستند و این را نوعی ظهور ولایت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) می‌دانند که جنبه نجات دادن افراد و رساندن آنها به سعادت واقعی‎شان را در بر دارد که در بحث شفاعت و نحوه ظهورش بحث علمی خاصی مطرح است.

٭ از اینکه وقتتان را در اختیار بنده قرار دادید سپاسگزارم.

برای شما آرزوی موفقیت دارم.

mahdimouood.ir


پی‎نوشت:

[1]. بحار الانوار، جلد 43، صفحه 19، روایت 2

[2]. سوریه زخرف، آیه 55

[3]. البرهان فی تفسیر القرآن، جلد ‏4، صفحه 875

[4]. بحار الانوار، جلد 100، صفحه 194، روایت 11

[5]. رک؛   جلوه نور، ؛ آیت الله سعادت پرور ص: 17

[6]. بحارالانوار، جلد 43، صفحه 4، روایت 2

[7]. سوره یس، آیه60

[8]. سوره اعراف، آیه 172

[9]. سوره احزاب، آیات 7 و 8

[10]. مسند أحمد، جلد 4، صفحه 96 /// الکافی، جلد 1، صفحات 371، 374، 376، 378، 397 /// الکافی، جلد 2، صفحات 18 و21 /// قرب الأسناد، صفحه 351 /// الإفصاح للمفید، صفحه 28 /// الاختصاص، صفحه 268.

______

حوزه