مصلح جهانی، مهدی موعوداسلام که آخرین و کاملترین ادیان آسمانی است به مسأله‌ی مهدی موعود اهمیت خاصی قائل است و بیشتر از ادیان و مذاهب دیگر آن را تبیین و تشریح کرده است و آیاتی که در قرآن شریف آمده و به این موضوع تفسیر شده زیاد است که از آن جمله آیه 105 از سوره انبیاء و آیه 9 از سوره صف و آیه 55 از سوره نور و آیه 54 از سوره مائده می‌باشد.(1)
علاوه بر آیات، در اخبار فریقین- شیعه و سنی- روایات زیادی در این رابطه وارد شده و تا آنجا که از تحقیق و تتبع غیراستقصایی یکی از دانشمندان حوزه علمیه قم به دست می‌آید، متجاوز از 3 هزار روایت و حدیث در این مسأله و موضوعات مربوط به آن از پیغمبر اکرم و ائمه هدی (علیهم السلام) نقل شده است. (2)
مثلاً فقط درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهانی و حضرت مهدی 657 حدیث از کتب عامه و اهل تسنن از قبیل: صحیح بخاری، سنن این ماجه، سنن ابی داود، سنن ترمذی، منتخب کنزالعمال، مسند احمد، ینابیع المودة، الصواعق المحرقه و ....نقل شده است. (3)
البته کتابهایی که درباره این موضوع بحث و روایات آن را نقل کرده‌اند، بسیار است مثلاً در کتاب منتخب الاثر متجاوز از 60 کتاب معتبر اهل تسنن و در حدود 100 کتاب از کتابهای معتبر خاصه نام برده شده(4) که از اکابر علمای اهل سنت و ائمه آنان به عنوان نمونه می‌توان افراد زیر را نام برد:
احمدابن داود، ابن ماجه، ترمذی، بخاری، مسلم، نسائی، بیهقی، ماوردی، طبرانی، سمعانی، رویانی، ابن قتیبه، ابن معری، ابن عساکر، کسائی، ابن اثیر، حاکم، ابن جوزی، شارح معتزلی، ابن صباغ مالکی، ابن مغازلی، شافعی، محب الدین طبری، شبلنجی و ...
 

تواتر... و مسأله متفق علیه

بدین ترتیب کاملاً معلوم می‌شود که مسأله مهدی یکی از موضوعاتی است که اخبار آن از حد «تواتر» هم گذشته است و با وجود رُواتی که احادیث مربوط را روایت کرده‌اند و با توجه به اینکه علمای شیعه و سنی، همگی دعوی «تواتر» نموده‌اند، روشن می‌شود که مسأله‌ی مورد بحث از نقطه نظر اسلامی به اندازه‌ای ثابت و قطعی است که جای هیچگونه شک و شبهه‌ای نیست.
در میان رُوات همه گونه افراد: صحابی، تابعی، مدنی، مکی، بصری، کوفی، سنی ، و شیعی و ... یافت می‌شوند که از آن جمله افراد زیر را به عنوان نمونه نام می‌بریم:
عبدالله بن عباس علی بن ابیطالب (علیه السلام)، عبدالله بن مسعود، ابوسعید الخدری، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، جابر انصاری، عمربن خطاب، عماربن یاسر، ابوایوب انصاری، سعیدبن مالک، عثمان بن عفان، زیدبن ثابت، زیدبن أرقم، أسعدبن زراره، واثلة بن اسفع، ابوهریره، فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)، عائشه، ام السلمه و ...(5)
مرحوم «طبرسی» در کتاب خود بعد از دعوی تواتر روایات در این باب، اخباری را که علمای عامه و راویان ایشان در صحاح و مؤلفات خود آورده‌اند، نقل نموده و از «شافعی» نیز قول به تواتر روایات را نقل می‌کند.(6)
«قاضی بهلول بهجت افندی» در این باره می‌نویسد: «امام ابوالقاسم محمدالمهدی، تا به حال زنده بوده و در وقتی که خدا اذن دهد ظهور خواهد نمود، ظهور امام (علیه السلام)، میان امت چون متفق علیه است در این کتاب به شرح دلایل نیازمند نیستیم.»
وی سپس می‌افزاید: «ظهور مهدی قائم آل محمد در میان امت اسلامیه مسأله‌ی متفق علیه بود و محتاج تشریح و محاکمه نیست، چون حدیث «من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میتة الجاهلیة» متفق علیه علمای عامه و خاصه می‌باشد، بنابراین هیچ فردی از افراد اسلام پیدا نمی‌شود که به وجود صاحب عصرو زمان اقرار نداشته باشد»... (7)
شارح معروف نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، می‌نویسد: «موضوع آمدن مهدی موعود قبل از انقضاء عالم متفق علیه میان همه‌ی مسلمانان است.»(8)
«ابن خلدون» مغربی مورخ و جامعه شناس معروف اسلامی در مقدمه خود می‌نویسد: «آنچه در میان عموم مسلمانان و در تمام قرون معروف بوده است این است که ناچار باید در آخرالزمان مردی از خاندان پیغمبر ظهور کند و دین را تأیید بخشد و عدل و داد را آشکار سازد و مسلمانان از او پیروی خواهند کرد و او را مهدی می‌نامند...»(9)
«فان فلوتن» مستشرق شهیر آلمانی در کتاب خود در این باره می‌نویسد: «اما مسیح ناجی در نزد شیعیان معروف و مشهور است. او ملقب به مهدی بود – یکی از القاب شرف در آغاز کار – ولی دیری نپایید که این عنوان، مخصوص آن ناجی از اهل بیت شد. البته اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار او در بدو امر مختص به آل بیت نبود و فکر مهدی منتظر چنان در بین اهالی سنت شیوع یافت که یادبود مهدیهای دیگر ار مانند سفیانی و قحطانی و دیگران، بکلی از لوح خاطر آنها زدود و بدون شک پیشگویی راجع به این امر و انتظار ظهور ایشان از نفوس مسلمانان بیرون نرفته است.(10)»
 

تصریح به نام مهدی و عدد ائمه

درباره اینکه ائمه مسلمانان دوازده نفر بوده و تعداد آنها مانند نقباء بنی اسرائیل (11) دوازده نفر است، صدها حدیث از عامه و خاصه نقل شده است. مثلاً درباره اینکه ائمه 12 نفرند، 271 حدیث و اینکه تعداد آنها مانند نقباء بنی اسرائیل است، 40 حدیث و اینکه اول آنها علی است،133حدیث و اینکه اول آنها علی و آخر آنها مهدی است، 91 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و آخر آنها مهدی است، 94 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و 9 نفر آنها از اولاد حسین (علیه السلام) است، 139 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و 9 نفر آنها از اولاد حسین (علیه السلام) بوده و نفر نهمی مهدی قائم آل محمد است، 107 حدیث نقل شده است. (12)
البته روایات در این زمینه نیز همانند اصل موضوع، خیلی بیشتر از این ارقام است و مؤلف محترم «بشارات عهدین» فهرست و ارقام احادیث این قسمت را بیشتر از اینها نقل کرده است. (13)
 

اسماء ائمه م... و تحریف کتاب

...گفتیم در اخبار «فریقین» وارد شده است که ائمه دوازده نفر خواهند بود که علی بن ابیطالب نخستین آنها و مهدی آخرین آنهاست. این موضوع را شما در کتب عامه و خاصه از قبیل: ینابیع المودة، الفتوحات المکّیة، الیواقیت والجواهر، کفایة الاثر، بحارالانوار، ج13، غایة المرام، دلایل الأمامه و کافی ...می‌توانید مطالعه بفرمایید.
مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر در کتاب خود به نام: المهدی عبارت «فتوحات» را در این موضوع از «اسعاف الراغبین» نقل کرده و سپس می‌نویسد:
«این عبارت را بسیاری از علمای ما و علمای اهل سنت از کتاب الیواقیت و فتوحات مکیه نقل کرده‌اند و لکن در چاپ اخیر آن کتاب، بدان برخورد نکرده اند.»(14)
و مؤلف محترم منتخب الاثر می‌نویسند:
«شیخ محمد صبان» در اسعاف الراغبین همین عبارات را نقل می‌کند ولی در نسخه فتوحات که «دارالکتب العربیه» مصر آن را چاپ کرده، این عبارات تغییر داده شده است؟(15)
از اینجا معلوم می‌شود که دست تعصب حتی حاضر شده است که کتب بزرگان را تحریف کرده و سپس منتشر سازد، ولی معلوم نیست که با کتابهای مهم دیگری که قبلاً این موضوع و موضوعات مشابه آن را از مدارک اصلی نقل نموده‌اند، چه می‌توانند بکنند؟!
در کتاب الیواقیت و الجواهر فی بیان عقاید الاکابر از «سید عبدالوهاب شعرانی» که شرح مشکلات فتوحات مکیه عارف مشهور محی الدین عربی است، این موضوع را از متن کتاب محی الدین نقل می‌کند و در مقدمه کتاب هم می‌نویسد:
«من این کتاب را از کتاب فتوحات المکیه که به خط خود محی الدین بوده تلخیص کرده‌ام» و اینک ما آن قسمتی را که مورد بحث است از طبع دوم آن کتاب که در سال 1307 هـ در مطبعه «الازهریه» مصرچاپ شده است، ترجمه و نقل می‌کنیم:
«مبحث 65 در بیان اینکه جمیع اشراط قیامت که شارع به ما خبر داده، حق است و قبل از قیام ساعت حتماً عملی خواهد شد، مانند خروج مهدی و نزوع عیسی. مهدی که از اولاد امام حسن عسکری است و در نیمه شعبان سال 255 هجری به دنیا آمده و زنده خواهد ماند تا با عیسی بن مریم اجتماع کند پس عمر آن حضرت اکنون که سال 958 هجری می‌باشد 703 سال است ...(و عبارت شیخ محی الدین در باب 366 از فتوحات این است:) خروج مهدی حتمی است، ولی بعد از اینکه عالم با جور و ظلم و ستم پر شود قیام می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌نماید و اگر از دنیا فقط یک روز مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا این خلیفه قیام کند. مهدی از عترت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و از اولاد فاطمه رضی الله عنها است، جد او حسین بن علی بن ابیطالب و پدرش امام حسن عسکری و او فرزند امام علی النقی و او فرزند امام محمدتقی و او فرزند امام علی الرضا و او فرزند امام موسی الکاظم و او فرزند امام جعفر صادق و او فرزند امام محمدباقر و او فرزند امام زین العابدین و او فرزند امام حسین فرزند علی بن ابیطالب رضی الله عنه است..» (16)
در ینابیع المودة «شیخ سلیمان بلخی قندوزی» ص 451 از کتاب فصل الخطاب و ص 470 از سید عبدالوهاب شعرانی در الیواقیت و ص 471 از کتاب مطالب السئول «کمال الدین طلحه» و از کتاب بیان گنجی و از کتاب فصول المهمه و ص 491 از اربعین حافظ ابی نعیم از ابن خشاب و ... مطالبی نقل کرده که همگی به این مسأله تصریح نموده‌اند.
همچنین بسیاری از علماء و بزرگان برادران سنی ما در کتابهای خود حضرت مهدی را فرزند امام حسن عسکری می‌دانند از قبیل: ابن خلکان در وفیات الاعیان (ج 1،ص451) و محمدامین سویدی در سبائک الذهب (ص78) و شبراوی در الاتحاف (ص179) و احمدبن یوسف قرمانی در اخبارالدول (117) و ابی الفداء در تاریخ المختصر (ج2، ص 45) و ابوالفلاح حنبلی در شذرات الذهب (ج2، ص150-141) و شبلنجی در نورالابصار (ص 146) و ابن خلدون در تاریخ خود (ج4، ص 115) و یافعی در تاریخ مرآت الجنان (ج2، ص 107) و ابن الوردی در تاریخ خود (ج 1، ص 232) و میرخوند در تاریخ روضة الصفا، (ط جدید، ج3، ص59)...(17)
فرید وجدی در دائرة المعارف (ج6، ص 438) ماده «العسکری» و عبدالرحمن جامی در شواهد النبوه و پطرس بستانی هم در دائرة المعارف خود (ط بیروت) ذیل احوالات امام حسن عسکری، همین موضوع را نوشته است.
در کتابهای فارسی نیز که در این چند سال اخیر درباره این موضوع چاپ شده‌اند، اقوال عده‌ای از علمای اهل سنت را از کتب خود آنها نقل کرده‌اند؛ طالبین تفصیل رجوع کنند به کتابهای : شیعه چه می‌گوید؟(18)
تألیف حجة الاسلام حاج سراج انصاری تبریزی (ص270-267) و شیعه در اسلام تألیف سید موسی سبط الشیخ (ج1، ص 88-86) و مهدی منتظر یا مصلح جهان ترجمه کتاب المهدی آیت الله صدر (ص99-96) ...
 

مآخذ و مصادر دیگر

....باید پذیرفت که درباره این موضوع مهم و مسائل مربوط به آن نمی‌توان در یک مقاله مختصر به حد کافی بحث کرد، بلکه بایستی کتابها نوشته شود تا حق مطلب ادا شود و روی همین اصل ما به بحث کوتاه خود خاتمه می‌دهیم و برای مزید اطلاع و تحقیق مراجعه شود به کتابهای زیر، از کتب عامه: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود، سنن ابن ماجه، جامع ترمذی، مسند احمد، تاریخ ابن عساکر، تذکرة الخواص ابن جوزی، البیان فی اخبار صاحب الزمان گنجی شافعی، الفصول المهمه ابن صباغ مالکی، البرهان فی علامات آخرالزمان علاء الدین متقی هندی، تاریخ ابن اثیر، مروج الذهب مسعودی، المختصر فی علامات المهدی المنتظر ابن حجر عسقلانی، نورالابصار شبلنجی مصری، ینابیع المودة شیخ سلیمان بلخی قندوزی (19) و از کتب خاصه، می‌توان از مدارک زیر استفاده نمود: المحاسن خالد برقی، قرب الاسناد حمیری، الغیبة محمد نعمانی، الکافی کلینی، کمال الدین و تمام النعمه، الخصال، الامالی، عیون اخبارالرضا، معان الاخبار مرحوم ابی جعفر محمدبن بابویه (شیخ صدوق)، الفصول العشرة شیخ مفید، الغیبة شیخ طوسی، البرهان علی صحة طول عمرالامام صاحب الزمان، الاستنصار فی النص علی الائمة الاطهار کراچکی، ارشاد القلوب دیلمی، المناقب ابن شهر آشوب، الملاحم و الفتن ابن طاووس، غایة المرام، المحجه فی ما نزل فی القائم الحجه سیدهاشم بحرانی، النجم الثاقب و کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار محدث نوری، البرهان علی وجود صاحب الزمان محسن امین عاملی، المهدی صدرالدین صدر، تبین المحجة الی تعیین الحجة میرزاحسن تبریزی، استقصاءالافحام میرحامد حسین لکهنو (صاحب کتاب جاوید عبقات الانوار)، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر صافی گلپایگانی، المهدی محمدعلی زهیری نجفی، المصلح المنتظر شمس الدین، مقتضب الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر شیخ احمد جوهری و ...(20)
 

تکالیف ما در قبال اجتماع

با توجه به آنچه که گذشت، بی‌شک برای افراد روشن ضمیر معلوم شد که مسأله انتظار و ظهور مهدی موعود، یک مسأله‌ی عقیدتی مختص به شیعه نیست، بلکه این موضوع از نقطه نظر اسلامی کاملاً ثابت شده و اسناد و مدارک روایی آن غیرقابل تردید است، و متأسفانه عده‌ای از اعتقاد به این مسأله سوء استفاده کرده و می‌گویند: کارها را باید به امام زمان واگذار کنیم و باید او بیاید تا امور را اصلاح کند و ...ولی به نظر ما این طرز فکر، طرز فکر صحیحی نیست و به مثابه آن می‌ماند که کسی در شب ظلمانی چراغ روشن نکند که فردا آفتاب طلوع خواهد کرد!
ما باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به وجود امام زمان و زنده بودن آن بزرگوار، باید ما را همیشه و در همه اقدامات اجتماعی و کارهای اصلاحی پشت گرم و قوی دل کند، زیرا ما اگر واقعاً معتقد به ظهور امام موعود باشیم، خواهیم دید که همیشه یک پشتیبان قوی داریم که ما را در کارهای اجتماعی اگر برای خدا باشد، یاری می‌کند و دعای خیر او همواره همراه ماست.
نتیجه اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار، نباید این باشد که عده‌ای از کارهای اجتماعی دست بردارند و در گوشه‌ای نشسته و انجام کارها را به امام زمان حواله دهند! اصولاً امام موعود از افراد عاطل و باطلی که به امور مسلمین اهتمام نمی‌ورزند و یا صدای استغاثه برادر مسلمان خود را می‌شنوند و به آنها یاری نمی‌کنند و یا امکانات لازم را فراهم نمی‌آورند که بتوانند به آنها یاری کنند، بیزار است. بنظر ما یک فرد مسلمان معتقد، همیشه در کوشش و مجاهده است و همیشه برای خدا و در راه خدا کار می‌کند، به زندگی و آینده خوشبین و امیدوار است...همیشه خواستار تعمیم عدالت و امنیت اجتماعی، بسط عدل و داد، آزادی و برادری، مساوات و برابری، توسعه و نشر اساسی دین توحید در تمام اجتماعات بشری است.
یک فرد مسلمان معتقد یقین دارد: تنها رژیم اجتماعی عادلانه که جواب دهنده تمام خواسته‌های مشروع بشریت است و تنها قانونی که منصفانه‌ترین قوانین را برای همه انسانها تهیه نموده است، «رژیم اسلامی» و «قانون الهی» قرآن است و روی همین اصل است که مسلمان معتقد، می‌داند که مجری قوانین، توسعه دهنده عدالت اجتماعی، یعنی پیشوای بزرگ و مصلح جهانی ما، مطلوب نهایی همه آحاد بشریت خواهد بود و اندیشه الهی ما تنها طرز فکر فراگیر جهانی خواهد شد: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»
در این رابطه «ماربین» مستشرق آلمانی در کتاب خود می‌نویسد: «از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری تواند گردید، همانا اعتقاد به وجود حجت عصری و انتظار به ظهور اوست، چه شیعه را عقیده بر این است که انسان چون شب در بستر رود به این امید باید بخوابد که صبح چون از خواب برخیزد، حجت عصر ظهور کرده در تأیید او آماده باشد و عقیده دارند که همه مردم و دول روی زمین تابع و تحت حکومت آنها خواهند بود.
گویا فرد فرد شیعه، بدون استثناء شب که در بستر می‌روند به امید ترقی و عالم گیری مذهب و اقتدار خود، صبح از خواب برمی‌خیزند. شیعه‌ها مجتهدین را نوّاب عام حجت عصر می‌دانند و البته بر دانشمندان اجتماعی روشن است که اگر همچو عقیده‌ای در میان فردفرد ملتی گسترش یافته و رسوخ کند، ناچار روزی اسباب طبیعی برای آنان فراهم خواهد آمد. یأس و حرمان عامل همه گونه نکبت و ذلت است، ولی ضد آن که پشت گرمی و امیدواری و قوت قلب از روی اعتقاد – که به مثابه یک حاکم طبیعی و فطری است – مایه فلاح و نجات می‌گردد...»(21)
بنابراین بر ماست که شب و روز در راه نشر تعالیم اسلامی بکوشیم و در این راه از جان نیز دریغ نکنیم و ایمان داشته باشیم که پیروزی با ماست اگر از راستگویان و مؤمان باشیم.
قم: حوزه علمیه، شعبان 1380 هـ ق 1339 ه.ش
سید هادی خسروشاهی (22)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- برای اطلاع از کیفیت استدلال به این آیات به تفاسیر شیعه و بحارالانوار ج 13 (ترجمه فارسی فصل 5 از ص 48-34) و راجع به آیه 54 سوره مائده و مختصری از اخبار وارده درباره اوضاع آخرالزمان به تفسیر بزرگ المیزان تألیف استاد بزرگوار علامه طباطبائی، ج5، ص428 به بعد مراجعه شود.
2- آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در کتاب: منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر و مجله ماهانه مکتب اسلام، ط قم، سال اول، شماره 3 به این امر پرداخته‌اند و البته با توجه به اصول و قواعد علم حدیث، هرگز نمی‌توان در صحت آنها تردید کرد.
3- منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، چاپ قم، فصل 2، ص 141 به بعد.
4- رجوع شود به مقدمه منتخب الاثر و کتاب بشارات عهدین، ص 292.
5- الشیعة و الرجعة. تألیف محمدرضا الطبسی، ج1، والمصلح المنتظر، تألیف محمدرضا شمس الدین، ط نجف، ص 37.
6- کفایة الموحدین، تألیف سیداسمعیل طبرسی نوری، ط جدید، قم، ج 2، فصل 12، ص720 به بعد.
7- تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد، تألیف مورخ شهیر سنی و قاضی زنگنه زوری (ترکیه) بهلول بهجت افندی، ط 7 فارسی، ص 139 و 141.
8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ط مصر، ص525؛ ابن ابی الحدید این موضوع را در ذیل کلام: «قد لبس للحکمة جنتها بقیة من بقایا حجته، خلیفة من خلائف انبیائه» بعد از آنکه می‌گوید به نظر من مراد از این کلام، مهدی موعود باشد، نوشته است.
9- مقدمه ابن خلدون (عربی)، ط مصر، ص 311 و ترجمه فارسی به قلم پروین گنابادی، ط تهران، ج 1، ص 625. راجع به این موضوع که مسأله مهدی مورد اتفاق در میان تمام علما و مذاهب اسلامی است، رجوع شود به کتابهای علمای عامه از قبیل: صحیح ترمذی، ج 2، ط دهلی، (سال 1342 هـ) ص 46 و غایة المأمول، تألیف شیخ منصور علی ناصف، ج 5، ص 362 و اسعاف الراغبین تألف صبان، ط مصر(1312 هـ)، ب 2، ص 140 و نورالابصار، تألیف شبلنجی، ط 7 مصر، ص 155 و الصواعق المحرقة، ابن حجر عسقلانی، ط جدید (1375 هـ مصر)، ص 160 و به بعد (ذیل آیه 12 درباره فضائل اهل البیت که روایات زیادی از اکابر اهل سنت نقل می‌کند) و ص 206 و الفتوحات الاسلامیه تألیف احمدزینی دحلان، ط مصر، ج 2، ص 211، و سبائک الذهب، سویدی، ص 78 و...
10- تاریخ شیعه و علل سقوط بنی امیه، تألیف فان فلوتن آلمانی، ترجمه: سید مرتضی هاشمی حائری، ط تهران، ص150.
11- و لقد أخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا – قرآن مجید سوره مائده آیه 12.
12- رجوع شود به منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، ص 17-10.
13- بشارات عهدین، تألیف دکتر محمد صادقی، چاپ تهران، ص 284 و 285.
14- المهدی (عربی) ص 66، ط تهران و ترجمه فارسی، ط اصفهان، ص 97؛ البته تحریف کتاب یک مؤلف عالیقدر، از سوی کسانی که اقدام به نشر مجدد آن کرده‌اند، یک اقدام خائنانه برای تحریف حقایق است و باید علمای بزرگوار با آن برخورد جدی به عمل آورند ...
15- منتخب الاثر، زیرنویس ص 329، در ضمن شرح حال «محی الدین عربی» مؤلف کتاب فتوحات مکیه.
16- الیواقیت والجواهر، ط 2 مصر، مطبعه ازهریه (سال 1307 هـ)، ج2، ص 145 به بعد. در این کتاب درباره امام زمان و کیفیت قیام آن حضرت مفصلاً بحث می‌کند. این کتاب تألیف عبدالوهاب شعرانی از اکابر علمای اهل سنت است – نگارنده به هنگام نوشتن این مقاله، این کتاب را از کتابخانه استاد علامه آقای طباطبائی در قم امانت گرفتم و پس از ترجمه مطلب، آن را به معظم له مرجوع نمودم.
17- «میرخوند» از مؤلفین بزرگ اهل سنت است و تاریخ «روضة الصفا» ی او از معتبرترین تواریخ است. این کتاب اخیراً در 10 جلد در تهران چاپ شده است در جلد 1 ط جدید ص 452 در ضمن احوالات عیسی (علیه السلام) می‌نویسد: «عیسی در زمان ظهور مهدی با او نماز می‌گزارد و...»
18- کتاب: شیعه چه می‌گوید؟ که با هدف پاسخگویی به اباطیل احمد کسروی تبریزی توسط مرحوم حاج سراج انصاری تألیف شده و نخست در مجله آئین اسلام چاپ تهران منتشر گردیده و سپس به شکل کتابی مستقل چاپ شده است، برای بار سوم در سال 1385 هجری با اضافاتی از نگارنده این سطور در تبریز تجدید چاپ شده و بعد، بارها به طریق افست، تکثیر شده است، علاقمندان مراجعه نمایند.
19- برای احتراز از تفصیل از شرح حال مؤلفین و معرفی کتبی که اسامی آنها برده شد، خودداری می‌شود اغلب این کتابها در کتابخانه‌های اسلامی ایران موجود است، طالبین تفصیل می‌توانند استفاده کنند.
20- البته کتابهای ارزشمند دیگری هم پس از نوشتن این بحث در سال 1340، تألیف و چاپ شده که ذکر نام همه آنها در این بحث کوتاه، مقدور نیست بویژه که ما در تجدید چاپ این بحث، قصد تغییرات و اضافات نداریم.
21- سیاست اسلامی تألیف مستشرق آلمانی «ماربین» آخر فصل 7 (فلسفه مذهب شیعه) این قسمت از کتاب ماربین بارها در ایران چاپ شده است. در تبریز تحت عنوان رولیسیون بزرگ یا سیاسة الحسینیه چاپ شده است؛ ص 49 و 50 آن دیده شود.
22- مجله «نامه آستان قدس» چاپ مشهد، شماره 3 بهمن ماه 1339 و شماره 4 فروردین ماه 1340.

 

منبع:
خسروشاهی، سید هادی؛ (1393)، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران: اطلاعات، چاپ چهارم